نظام مهندسی 2   

روز دوم - امتحان عملی

مواد لازم :انواع مداد، انواع پاک کن ، انواع خط کش به تعداد لازم (تی رول، انواع شابلون مبلمان، شابلون دایره، مربع و .. )، روان نویس با ضخامت های مختلف برای اینکه اگه یک موقع اضافه آوردید راپیدی هم بکشید، پوستی (به تعداد لازم) ، یکی دو تا ماژیک M, F   ............ و قسمت مهم ماجرا خوراکی به مقدار کافی خوشمزه

مکان امتحان: دانشکده معماری و آتلیه های معماری و میزهای بزرگ و نور به اندازه کافی

سوال: طراحی 4 طبقه بنا، به اندازه 11*21 ،پارکینگ+ همکف و سه طبقه به صورت تیپ، همکف بانک و اطلاعات -  پارکینگ : 5 تا جای پارک، سرایداری و موتورخانه - طبقات ، سه مطب + سه اتاق معاینه - (کاغذ طراحی A4 )

سوال به نظر آسون میاد. زمین از سه جهت نور گیری داره و عالیه . مشکل اصلی بر 11 متری و نوع ستون گذاری برای در آوردن 5 تا پارکینگه (اگه 4 تا بود اصلا مشکلی نداشت) . بعد از کلی چپ و راست کردن، ستون گذاری را در آوردم (زیر 30 دقیقه)..بسیار یاد مهندس ماجدی عزیز کردم. توی سه سالی که باهاش کار کردم، همین را خیلی خوب یاد گرفتم..چه جوری از هر زمینی با هر چند متر بر، هر چند تا خواستیم پارکینگ در بیارم نیشخند..نکته دوم مشخص کردن محل سرویسها و آشپزخانه در طبقات و داکت، جوری که اینها همه در تمام طبقات یک جا باشه و موتورخانه در زیر زمین همون سمتای آشپزخانه

ساعت 9 شروع: تو امتحان عملی مدیریت زمان اصلی ترین حرف را میزنه. بدون هیچ چک نویس وپوستی کشیدن از همون اول انداختم روی کاغذ اصلی. مداد 2H  برده بودم..برای اینکه می دونستم مداد از این پر رنگ تر ببرم کار افتضاح میشه.

ساعت 11 کیک و ساندیس (وقت نمی شدن بخورم)

ساعت 12..اتمام پلان طبقه همکف، از زمان افتضاح عقب بودم..چه جوری سه ساعت طول دادم واسه یک پلان نمی دونم

ساعت 1: اتمام پلان تیپ طبقات - بسی خوشحال، به زمان رسیدم  مژه

ساعت 1: ساندویچ هایدا+ نوشابه+ سس

ساندویچ گاز می زدیم، در حین جویدن ترسیم می کردیمابله

ساعت 1:30: اتمام  ترسیم پلان زیر زمین

ساعت 2:15: اتمام  ترسیم نمای جنوبی

ساعت 3: اتمام کشیدن نمای غربی

 ساعت 3:45 : اتمام ترسیم برش

ساعت 4 : اتمام ترسیم پرسپکتیو ( این یکی را شانس آوردم که داشت..هر کی ناراحت شد من خوشحال شدم )

ساعت 4:45: اتمام اندازه گذاری و تکمیل پلانها، نماها و برش

یک ربع وقت اضافه مژه

امیدوارم که نمره ام هم خوب بشه ..نمی دونم خنثی

 

تا آخر آن شب، همش ذهنم در گیر امتحان بود که اگه پله را اینجوری کشیده بودم، شاید آسانسور جاش یک جای دیگه بود بهتر بود، شاید...اگر...اما...کاش

 

نکته آخر: گردن درد به مدت سه روز ادامه داشت چشم

 

با آرزوی موفقیت برای همه دوستان

 

لینک
   نظام مهندسی1   

امتحان نظام مهندسی مورخ 12 و 13 آذر

از سه روز قبلش شروع کردم به خوندن مباحث مهم، مثل مبحث 4 (الزامات عمومی ساختمان)و مبحث 7 (ساختمان مصالح بنایی) و مبحث 9 ( ساختمانهای بتنی) ، روز قبلش هم فهرست همه مباحث را یک نگاهی انداختم.

به توصیه یکی از دوستانم ساک(چمدون) چرخدار برداشتم برای حمل اون همه کتاب سر جلسه نیشخند ( یکی از بهترین توصیه هایی که کسی می تونست بهم بگه). اول فکر می کردم ممکنه مسخرم کنند، بعد دیدم که همه همین کار را کردند و تمام آنهایی که با کیسه و ... کتابها را آوردند، پشیمون شدند.

ورود از در اصلی دانشگاه شهید بهشتی، مکان امتحان دانشکده ادبیات، (بالاتر از این دانشکده نداشتن فکر کنم ، 7-8 دقیقه پیاده روی و بارکشی و خود را در مقابل 50-60 تا پله یافتیم و اینجا بود که دیگه چمدون چرخدار هم کمکی نمی کرد  چشم بعد از بالا رفتن از پله ها وارد دانشکده شدیم، مکان امتحان طبقه سوم خنثی، دیگه نزدیک بود داد بزنم، همه سر و صداشون در اومده بود. بعد از رسیدن به مقصد و یافتن صندلی، رفتیم از کتابخونشون صندلی تکی برداشتیم تا کتابها را روش بچینیم که مبادا به زحمت بیفتیم و موقع امتحان دادن کمی خم بشیم، بعد از مدتی صندلی ها هم تموم شد(به هر حال به تعداد بچه هایی که امتجان می دادند نبود..(از مزایای زود رفتن سر جلسه نیشخند) ..سوالات روی زمین و شروع

خوب نخونده بودم، انتظاری هم نداشتم، محض رضای خدا و حروم نشدن 80 تومان پول رفتم امتحان دادم ، به خصوص بعد از دیدن بچه هایی که 3-4 ماه کلاس رفته بودند و تمام مباحث را فصل بندی کرده بودند، کاغذ رنگی بینش گذاشته بودند، از خودم نا امید شده بودم.

اولی را خونده شدم، می دونستم برای کدوم مبحثه، پیداش کردم ..دومی... سومی و ... واقعا باورم نمی شد انقدر آسون باشه تعجب ، هر چی که کتابش را داشتم به راحتی  پیدا می شد..حتی مبحث تاسیسات برقی و سوال ترانسفورماتور (خنده ) ، کتاب حوش را نخریده بودم، وقتی دیدم انقدر بزرگه و مطلب زیاد داره، به خودم گفته بودم که من برسم همین 15-16 تا مبحث را بخونم نمی خواد اونو (بزرگترین اشتباهه این امتحان ) 4 تا سوال جوش بود. چون وقت خیلی اضافه آورده بودم..می تونستم پیداشون کنم.

مهمترین نکته در این امتحان مدیریت وقت..مدیریت وقت... مدیریت وقت

سه تا امتحان تستی بود عمومی، تخصصی و جزئیات اجرایی . باید 50% در هر کدوم امتیاز بیاریم..برای همین از وقت هیچ کدام برای دیگری نباید گذاشت.

امتحان عمومی و تخصصی (که فرقشون را نفهمیدم ، البته فرقی هم با هم نداشتن، اسمشون فرق میکرد) ، هر کدام 40سوال و 80 دقیقه و جزئیات اجرایی 20 سوال 40 دقیقه. این 40 دقیقه وقت برای جزئیات خیلی خیلی کم بود برای اونایی که فقط اومده بودند جزئیات امتحان بدن. خیلی زمان می برد . من چون از اونور یک ربع وقت اضافه داشتم زودتر رسیدم..جزئیات اصلا نگاه نکرده بودم..واقعا امیدی نداشتم بتونم امتحان بدم.. اشتباه کردم..شما این اشتباه را نکنید، امتحان نظام مهندسی واقعا آسونه..فقط نمی دونم چرا انقدر از دور به نظر سخت و سنگین میادچشمک

شاهکار امتحان جزئیات: وسط امتحان دیدم که دو تا سوال را ندارم. شانس آوردم حواسم بود به شماره سوال. کاشف به عمل اومد که 2 صفحه از دفترچه سوالاتم نیست.. 5-6 دقیقه طول کشید که دفترچه ام را بردن عوض کردن

بیشترین سوالات از مباحث 4،7و19 ( + راهنمای مبحث 19) اومده بود . برخلاف سالهای قبل سوال ازمبحث 9 (بتن آرمه) خیلی کم بود.

اتمام امتحان، جمع و جور کردن کتابها و وسایل که تا شعاع یک متر دور صندلی پخش شده بودند. بارکشی دوباره در تمام مسیر لبخند ..برف میومد..

لینک
   چی فکر می کردیم؟؟؟   

چی فکر می کردیم؟؟؟

 

چی شد؟؟؟؟؟خنثی

لینک
   در ابتدای راه پایان نامه   

بعد از این همه بالا و پایین رفتن ها..بعد از این همه دویدن ها..بعد از این همه (خیلی ببخشید) حمالی ترم 1، برای اینکه استاد قبول کنن و پایان نامه با من بردارن...نشد که نشد

تصویب شد با دکتر بحرینی قلب  ..البته نسبت به ایشون هم ارادت خاصی دارم..کم کم هم داره خوشم میاد و می گم همون بهتر که اولی نشد، مهمترین مزیت دکتر بحرینی اینه که ساعت کرکسیونشون ساعت 6:30 تا 8 صبحه..واقعا ساعت ایده آل برای من..می ری کرکسیون و بعدش میری دنبال کار و زندگیت. و اینکه اطلاعاتشون راجع به موضوع من خیلی خوبه. فعلا هم به نظر خودم بد جلو نرفتم مژه

موضوع پایان نامه هم بالاخره این شد:

طراحی محله پایدار، با رویکرد اکولوژیکی -اجتماعی، مطالعه موردی محله قیطریه

البته شاید این رویکرد ها را حذف کردم، چون بحث اجتماعی قضیه خیلی سخته و کسی هم تا حالا اجتماعی کار نکرده و نمیشه کپی کرد..ولی سعی می کنم به یک جایی برسونمش ..تازه که فصول پیشنهادی پایان نامه و منبع شناسی ارائه دادم. تا یک ماه دیگه هم جلوتر از این نمیره..ایشالا دکتر هم تابستون میره آمریکا و کرکسیون بعدی اگه خدا بخواد میفته مهر ماه نیشخند (دانشجوی فعال یعنی خودم )

 

یک عدد مسابقه هم شرکت کردم که تا آخر جولای وقت دارم موضوعم را طراحی کنم. جایی هم که انتخاب کردم، محله عودلاجان هست، موضوع طرح ترم پیشمون . ولی خب اینایی که اینجا ما یاد می گیریم، کلی با این موضوعاتی که اونا می خوان فرق می کنه. ترم پیش ما هی شنیدیم که مردم را از این بافت بندازید بیرون..در اونور آب می گن که برای همین سکنه فعلی شرایط بهتر زندگی فراهم کنیم.

خلاصه اینجور که به نظر میاد یک مقدار هم باید دروغ برای آنها ببافیم که فکر کنند، به به چه طراحان شهری هستیم ما ابله

تا بعد...

پ.ن.. یک کتاب الان دیدم..فوق العاده..هی می گم اینا که آنور آبن، همه مشکلاتشون حل شده، به این مسائل می پردازند

Inclusive Urban Design: Public Toilets


 

لینک
   این خیابان و آن خیابان   

مقاله کذایی مقایسه دو خیابان را امروز تحویل دادم. regent street  در لندن و بلوار اندرزگو (بلوار تازه احداث شده به موازات بلوار صدر )در تهران

جدیدا، قدرت و نیروی عظیمی در خودم کشف کردم به نام توانایی بافتن. اینکه بتونی از هیچی 20 صفحه مقاله تحویل بدی. البته به نظر خودم که مقاله بدی نشد. از کپی پیست های همیشگی خیلی بهتر بود. (شاید بهتره باشه!!! می تونه بهتر باشه!! )

انقدر از این بلوار اندرزگو بدم میاد که نگو! هر چقدر میخواستم از خوبی های این پروژه بگم نمی تونستم. واقعا چه جوری تونستن از وسط یک بافت مسکونی , و کلا بدون توجه به بافت موجود اینجوری خونه های مردم را خراب کنن. یک خط صاف بکشن از سر فرمانیه تا بلوار کاوه. واقعا این هم مهارت طراحی شهری را کی دیده؟؟؟؟؟

بعد می گن لوکوربوزیه بد بود، لوکوربوزیه همه چیز را از بین برد، نهضت مدرن اه اه اه اه..

ما خودمان اینجا یک پا لوکوربوزیه ایم. اصلا لوکوربوزیه را درس می دیم. هر جا بخوایم خیابان می کشیم.

واقعا چرا این همه زحمت می کشن و هی به ما می گن، عابر پیاده، خیابان سر زنده، محله سرزنده، پایداری، روستا-شهر... توهم شهر سازی ایده آل در ما ایجاد می کنند و این هم نمونه های اجراییش.

ببینید: بافت محله قیطریه قبل از این بلوار و بعد از آن

 

لینک
   ما را چه می شود؟؟   

چند وقتی است که بدجوری زدم تو خط بی خیالی. نمی دونم از عوارض ترم آخر تحصیلیه، یا از عوارض زندگی در این مملکت و به پوچی رسیدن!!!!

دقیقه 90- یعنی من

تا شب امتحان درس نمی خونم. مقاله ای که نوشتنش حداقل یک هفته شبانه روز وقت می بره را به دو روز آخر موکول می کنم. واسه خودم خوشم. به قولی ما را چه می شود؟؟؟

و ای کاش به جای کارهایی که نمی کنم کار مفیدی انجام می دادم!!!

 

قراره یک مقاله ای هفته دیگه تحویل بدم با موضوع مقایسه خیابان regent park  لندن با خیابان قیطریه (کنار پارک قیطریه)، جالب اینه که مطلب خارجی خاصی ندارم و خدا را شکر در مورد قسمت ایرانی که هیچی ندارم. (و همچنان خوشحالم) من نمی دونم چه فکری کردم که قیطریه را کلا به عنوان موضوع پایان نامه ام برداشتم. تو دانشگاه تهران که هیچ بنده خدایی راجع بهش کار نکرده. به جز دو تا پایان نامه لیسانس کاملا آب بندی شده. چرا رویایی فکر می کنم. پایان نامه یعنی یک کار تازه. ایده تازه. موضوعی که تا حالا کسی روش کار نکرده. یکی نیست بگه آخه آدم الکی کار واسه خودش درست می کنه؟؟ تو جایی که همه چیز اب بندی هست و کپی. ایده خلاقانه و کار نو کیلویی چند؟؟؟؟ابرو

فکر کنم فهمیدم چی شده!! دچار یاس فلسفی در هنگام رسیدن به آخر خط شدم!!

 

و فردا چه چیزی در انتظار من است!!!!هیپنوتیزم

لینک
   پایان نامه   

اکنون بعد از گذشت سه ترم(دو ترم و نصفی) از دوران بسیار شیرین کارشناسی ارشد، بحث شیرین پایان نامه به میان می آید. نگران

الکی دلمون را خوش کردیم که دانشگاه تهران درس می خونیم!!!! استاد نیست باهاش پایان نامه برداریم. نمی ذارن با دکتر حبیبی پایان نامه بردارم گاوچران. من با خوندن کتابهای ایشون به طراحی شهری علاقه مند شدم. حالا برن بالا بیان پایین می خوام با خودش پایان نامه بردارم.

می گن استاد خالی زیاد داریم، با آنها بر دارید. یکی نیست بگه خوب حتما یک فرقی هست که چند تا استاد پر شدند و بقیه خالی می موند. زورکی می خوان با یک سری استادایی که نمی شناسیم یا می دونیم چه جوری هستند، یا موضوع پایان نامه به فیلد کاریشون نمی خوره ، پایان نامه بر داریم.

انقدر موضوع بغرنج شده که خواستند، پروپوزال بنویسیم بعد اسم 3 تا استاد پیشنهادی زیرش بنویسیم که هر کدوم خالی بودند، خودشون با اون استاد تصویب کنند. دکتر حبیبی می گه من 6 تا جای خالی دارم..10 نفرید قرعه کشی کنید. دکتر عزیزی(مدیر گروه محترم) می فرمایند که نخیر، دکتر حبیبی کلا پر هستند چون هنوز سال بالایی ها دفاع نکردند.

و از همه جالبتر اینکه باید پروپوزال بنویسیم و تا 15 آذر بدبم به گروه. ولی استاد نداریم که بخونیم و غلط هاش را بگیره!!! به این می گن برنامه ریزی عالی!!!!

خلاصه که خدا آخر عاقبت ما را به خیر کنه!

 

پ.ن. فرم خام نوشتن پروپوزال کارشناسی ارشد، دانشکده هنرهای زیبا

 

لینک
   پروپوزال!!!!   

این هم شده برای من دردسر..یکی نیست بگه چرا ترم ٢ درس سمینار می دن و چرا من هنوز برای پایان نامه ام موضوعی ندارم.

مجبورم یک موضوعی الکی بنویسم که نمره بگیرم. مهم اینه که اصلا نمی تونم پروپوزال بنیوسم. خیلی سخته هیپنوتیزم ، دکتر بحرینی هم بسیار روی موضوع پایان نامه حساسه!!!  یکی نیست بگه خب کی قبل از اینکه بیاد فوق موضوعش را انتخاب می کنه!!!

جالب اینه که مهندس توسلی می گه حالا تازه شروع کردی، موضوع را خودت پیدا می کنی!!! حالا که پیدا نکردم چی بنویسم خب!!! وای چقدر سخته!!!!

به یک پروپوزال آماده فوری نیازمندیم!!!!!خنثی

به یک پروژه تاسیسات شهری ، نیمه فوری نیازمندیم !!!!

به کرم استادان برای پاس شدن درسهای این ترم بسیار بیشتر نیازمندیم!!!

لینک
   اسکیس طراحی شهری   

آمادگی برای اسکیس کارشناسی ارشد طراحی شهری

 توسط رتبه های برتر دانشگاه تهران

با آمار قبولی بیش از 75% در سال گذشته

تلفن: 83 38 290-0935 

لینک
   اسکیس طراحی شهری   

تدریس اسکیس طراحی شهری

 توسط رتبه های برتر اسکیس پارسال دانشگاه تهران

برای اطلاعات بیشتر به من ایمیل بزنید

az.shahrokhi@gmail.com

تلفن:

83 38 290 0935

 

لینک